دیالوگ هام (عکاسباشی )

عکس های قدیمی ، دیالوگ فیلم و ...

یهترین سکانسهای عمرم ( بالهای اشتیاق)

درون چشمانی بسته 

دوباره چشماتو ببند

اونوقت حتی سنگ ها هم بحرف میان 


بی شک یکی از بهترین فیلم هایی که در عمرم دیدم این فیلم بالهای اشتیاق یا بهشت برفراز برلین ساخته ویم وندرس است.

این فیلم پر از سکانسهایی است که برایم خاطره انگیز و فراموش نشدنی است.

یک فرشته که از زیر نظر گرفتن فعالیت انسان ها خسته شده، آرزو دارد تا همچون انسان ها، بتواند هر چیزی را احساس کند و مهمتر از همه، طعم فانی بودن و گذر زمان را بچشد ... این فرشته مرد عاشق یک زن سیرک باز میشود وحاضرمیشود تاوان این عشق را باازدست دادن بالهای فرشتگی اش بدهد... اینجا ببینید

 
ادامه مطلب ...

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 18 شهریور 1393 ساعت 08:21 | نویسنده: حسین و | چاپ مطلب 1 نظر

امام زاده صالح در تجریش در دوره پهلوی

تاریخ ارسال: دوشنبه 17 شهریور 1393 ساعت 08:22 | نویسنده: حسین و | چاپ مطلب 3 نظر



از تو کبریتی خواستم که شب را روشن کنم
تا پله‌ها و تو را گم نکنم
کبریت را که افروختم ، آغاز پیری بود
گفتم دستان‌ات را به من بسپار 
که زمان کهنه شود
و بایستد 
دستان‌ات را به من سپردی
زمان کهنه شد و مُرد

احمدرضا احمدی

تاریخ ارسال: یکشنبه 16 شهریور 1393 ساعت 07:57 | نویسنده: حسین و | چاپ مطلب 5 نظر

بهترین سکانسهای عمرم ...

در فیلم نیوه مانگ ساخته بهمن قبادی و در لحظه ای که پیرمرد ( مامو) به دهکده ای که فقط ساکنان آن زنان خواننده تبعیدی بسر میرند میرود تا بهترین آنها یعنی هدیه تهرانی را برای کنسرتی به کردستان عراق ببرد. این سکانس بسیار زیباست . 

همه زنان دف زنان و با همخوانی آنها را مشایعت میکنند. اینجا ببینید

تاریخ ارسال: شنبه 15 شهریور 1393 ساعت 11:49 | نویسنده: حسین و | چاپ مطلب 3 نظر

بمناسبت 4 شهریور و درگذشت مهدی اخوان ثالث



هی فلانی 

زندگی شاید همین باشد

یک فریب ساده و کوچک

آن هم از دست عزیزی که زندگی را

جز برای او و جز با او نمی خواهی    . . . . 

 
ادامه مطلب ...

تاریخ ارسال: دوشنبه 3 شهریور 1393 ساعت 09:59 | نویسنده: حسین و | چاپ مطلب 17 نظر
( تعداد کل: 13 )
<<   1      2   
صفحات